کتاب تمام رنگي اولين موزهی شخصي در کردستان ايران
با توجه به آثار متعدد باستاني در جای جای کردستان اين واقعيت آشکار ميشود که مردمان اين سرزمين از پيشينهای بسيار قديمي در علم و هنر برخوردار بودهاند. کندن چاه ول قلعهی قمچقای در شش هزار سال پيش بدون اطلاعات رياضيات مهندسي ميسّر نبوده و آثار هنری بجا مانده در قلعهی زيويه از اعتلای هنرمندان کردستان باستان حکايت ميکنند.
شواهد و قرائن موجود در غار کرفتو و تخت سليمان و ... اين را ميرساند که کُرد گُرد گرد دامن زيبای زاگرس پيش از هر نژاد ديگری در روی کرهی زمين دارای تفکر و ياسا و نظم زندگاني بوده است. بر اثر تسطيع زمين و يا ايجاد جاده در کردستان هر روز گنجينههای گرانبهائي آکنده از ويژگيهای علمي و هنری کشف ميگردد و تاريخ و فرهنگ اين ديار کهن بيشتر روشن و آشکار ميشود. وجود عالمان و هنرمندان فراوان کردستاني در چند قرن اخير نيز اشاره به صفات غالب متعالي به ارث رسيده از نياکان اکراد داشته و در آثار مکتوب آگاهان و دانشمندان کشورهای همسايه مطالب زيادی راجع به تمدن کُردها در اطراف سلسلهجبال زاگرس مشاهده شده است. بنابراين برپائي موزهها برای حفظ و نگهداری آثار قومی و شناساندن آنها به جهانيان امری اجتناب ناپذير بوده و در صد سال اخير آنچه از زيرخاکيها که برای فروش به خارج نرفت در اماکني جمعآوری شده و به تدريج موزههای متعددی برای بهرهبرداریهای چند منظوره ايجاد گرديد. پرداختن به تاريخچهی موزههای دولتي در اين مقال لزومي نداشته و علاقمندان ميتوانند به کُتب و نشريات و کاتالوگهای فراوان که از جانب سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگری تهيه گرديده و در کتابخانهها موجودند، مراجعه نمايند. آنچه مدّ نظر اين کتاب است، پرداختن به روحيه و تفکر افراد فرهيخته در بخش خصوصي و نه دولتي ميباشد. شرح احوال کساني که متوجه آثار و گنجينههای فرهنگي کردستان شده و با جمعآوری وسائل و اشيائي خاص که نماد وضعيت اجتماعي کُردها در گذشته بوده به نگهداری و حفظ ارزشهای فرهنگ کُردواری مشغولند. يعني اشخاصي خوشفکر و فرهنگ دوست هستند که بهقدر همت خود حرکتي را در اين راستا انجام دادهاند و هر کدام از آنان بخشي از گنجينهها و آثار بجا مانده را بهصورت مجموعهای خاص و اندک در خانهی خود نگهداری ميکنند.
اما اينجانب با تجربهی فراواني که از مشاهدهی موزههای داخل و خارج ايران کسب نمودهام و همواره موضوعات مربوط به گذشته ذهن مرا بهخود مشغول داشته و با اين اعتقاد که ريشهی آينده را بايد در گذشته جستجو نمود! يعني اگر بخواهيم از فرآيند و قوانين هر پديدهای آگاه شويم، بايستي به گذشته برگرديم و تواٌم با درک وضعيت حال، شايد بتوانيم برای آينده پيشبينيها نموده و برنامهريزی بکنيم و همچنين داشتن مجموعه شرائطي ويژه در مسير زندگي پربار خود، به فکر تاٌسيس يک موزهی شخصي که جامع همهی مجموعهها باشد افتادم. لذا " اولين موزهی شخصي در استان کردستان ايران " را تحت نام " موزهی شخصي فواد " تشکيل دادم و در اول مهر ماه سال 1391 شمسي به همگان اعلام نمودم. آگاهان و کسانيکه اطلاعات تاريخي و بهويژه باستانشناسي دارند و در امور موزهها دارای تجربيات فراوان هستند، موزهی شخصي فواد را يک ابتکار قلمداد نموده و آن را حرکتي نو در جهت حراست از آثار فرهنگي منطقهی کردستان ميدانند. شرح موضوع و جريانات مربوط به ظهور اولين موزهی شخصي در کردستان ايران را در تاريخچه ملاحظه خواهيد فرمود.
با احترام به عقايد گوناگون ديگران
سيدمحمدفواد ابراهيمي