ندای دل فواد

404 Not Found

404 Not Found


nginx/1.10.3

ندای دل فواد

در جمعم و تنهایم، کس نشنود صدایم

عاشقم و شیدایم، شاهد من خدایم

گاهی روم به افلاک، به هرجا سرکشانم

گاهی حیران و سرمست، له شده زیر پایم

آگاهی چو فزون شد، ناکامی من بیشتر

درمعنی این جهان، مانده و بی صدایم

هر چند راز هستی، برکس عیان نباشد

بهر شناخت معنی، شاهین تیز پایم

منم فواد دوران، شاهکار آفرینش

برای دید معشوق، همواره در جفایم

 

 

 

دیشب من و دل، باهم قراری داشتیم

نهال دوستی را، بهر عمری کاشتیم

آموزش زمن و، پرورش کار دل شد

بهر تربیتش،کورس رقابت گذاشتیم

ناگهان باد خزان، در کندن آن همزمان

صبح ازآن بزم محبت، یک خیالی داشتیم